از تيتر نا متعارف اين مقاله شگفت زده نشويد. انتخاب آن به خاطره اي از اوايل دهه ۱۳۵۰ باز مي گردد كه ذكر آن در اين قسمت از مقاله خالي از لطف نيست. در سال هاي دهه ۴۰ و ۵۰ بخصوص قبل از افتتاح استاديوم فوتبال در گلپايگان ، كوچه هاي خاكي و زمين هاي زراعي محل بازي فوتبال بچه ها بود. يكي از مكان هاي تثبيت شده براي بازي بچه هاي محل ما (محل چال عليا) خندقي در كنار هفده تن بود كه امروز به يك پارك باصفا تبديل شده است.

دکتر ابراهيم جعفري

بسمه تعالي

فوتبال ايران در گذر زمان

با فوتبال دوستان گلپايگاني از خندق هفده تن تا استاديوم هاي برزيل

 

هركه نامخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد ز هيچ آموزگار
مردمان بخرد اندر هر زمان راز دانش را به هرگونه زبان
گرد كردند و گرامي داشتند تا به سنگ اندر همي بنگاشتند
دانش اندردل چراغ روشن است وز همه بد برتن تو جوشن است
«رودكي»

با شروع بيستمين دوره مسابقات جام جهاني فوتبال بار ديگر بحث ها، گمانه زني ها و تجزيه و تحليل ها در اين رشته محبوب ورزشي در جهان و ازجمله ايران در هر كوي و برزن فراگير مي شود. از اين رو طي يك ماه آينده كه ذهن مردم با فوتبال و بخصوص تيم ملي كشورمان آميخته است، فرصتي به وجود مي آيد تا در آينه جام جهاني فوتبال، بسياري از مسائل فرهنگي، اخلاقي، معرفتي و ... را تماشا كنيم و درس هاي لازم را از آن فراگيريم؛ زيرا اين تورنمنت ورزشي بين المللي را مي توان مهمترين همايش ملي ملت ها كه در لواي فوتبال برگزار مي شود، قلمداد كرد.
ابتدا خاطر نشان مي سازم اينجانب از كودكي به موضوع فوتبال علاقه زيادي داشته ام. اگرچه هوادار هيچ تيمي نيستم، اما هميشه سعي كرده ام تا فوتبال را از منظر علمي مورد مطالعه قرار دهم. كه به نمونه اي از آن اشاره مي كنم.
طي تحصيل در مقطع دكترا درسي داشتیم به نام «روش هاي تحقيق كيفي در ارتباطات» كه جناب آقاي دكتر محسنيان راد آن را تدريس مي نمودند. براي كار عملي (پژوهشي)، ايشان از دانشجويان خواستند كه هركدام با حضور در اجتماعاتي با ويژگي هاي خاص در يك دوره زماني معين حضور مستمر پيدا نموده و با ثبت تمام جزئيات ارتباطي حاكم بر آن ها، به يك مطالعه عميق كيفي بپردازيم.
از آنجا كه بررسی رفتار ارتباطي هواداران فوتبال در ایران براي من هميشه جذاب بوده است، اين موضوع را براي بررسي وتحقيق انتخاب نمودم. پس از 14 بار حضور در جمع هواداران متعصب استقلال و پيروزي در مسابقات فوتبال ليگ برتر در ورزشگاه آزادي و ثبت مشاهدات به نتايج قابل توجهي دست يافتم كه به فضل خداوند متعال در مناسبتي ديگر بازگو خواهم نمود.
از تيتر نا متعارف بالا شگفت زده نشويد. انتخاب آن به خاطره اي از اوايل دهه 1350 باز مي گردد كه ذكر آن در اين قسمت از مقاله خالي از لطف نيست.
در سال هاي دهه 40 و 50 بخصوص قبل از افتتاح استاديوم فوتبال در گلپايگان ، كوچه هاي خاكي و زمين هاي زراعي محل بازي فوتبال بچه ها بود. يكي از مكان هاي تثبيت شده براي بازي بچه هاي محل ما (محل چال عليا) خندقي در كنار هفده تن بود كه امروز به يك پارك باصفا تبديل شده است.
درسال 1352 كه دانش آموز سال چهارم دبيرستان بودم، بچه هاي محل در من استعداد گزارشگري فوتبال را كشف كرده بودند؛ زيرا با پيگيري مسابقات فوتبال به طور مرتب از طريق راديو و گوش فرادادن به گزارش هاي فوتبال توسط آقايان عطاء ا.. بهمنش و بعدها حبيب ا.. روشن زاده، نحوه گزارشگري و تكيه كلام آنها همواره ورد زبان من بود. روزي بچه ها به اين فكر افتادند تا يك مسابقه جدي بين بازيكنان بالاي محل و پايين محل راه اندازي كنند و براي اين منظور تمهيدات خاص و تبليغات ويژه اي را در دستور كار خود قرار دادند. از جمله تمهيدات اين بود كه مسابقه مهم مورد نظر، با گزارشگري اينجانب بر روي نوار كاست همراه باشد.
لازم به يادآوري است كه دستگاه ضبط كاست در آن مقطع زماني تازه به بازار آمده بود و همه مردم از آن برخوردار نبودند. بچه ها با جمع آوري پول هاي خرد، باطري، نوار، توپ، سوت، پرچم و ... خريدند و هنگام مسابقه اين اقلام آماده شده بود. در يك عصر دل انگيز بهاري از شروع تا پايان مسابقه فوتبال گزارش بازي با صداي اينجانب ضبط گرديد. براي اكثر افراد خارج از ميدان مسابقه اين اقدام ، نوآورانه و با تعجب همراه بود. شايد براي شما مخاطب گرانقدر باور كردني نباشد، اما اين نوار تا 10 سال گذشته يعني 30 سال پس از آن مسابقه به يادماندني در دست بچه ها بود. امروز بعد از 41 سال آرزو داشتم اين نوار در اختيار من بود تا روي سايت آخاله قرار دهم.
برهمين اساس نقل اين خاطره را مناسب دانستم تا مقدمه دلپذيري را براي ورود جامعه ايران به دنياي فوتبال و جام جهاني فراهم سازم.

نگاهي گذرا به تاريخچه فوتبال در ايران
اگر از هر ايراني بپرسيد ورزش ملي ايران چيست؟ پاسخ كشتي خواهدبود. رشته اي كه تاريخ آن در ايران در مقايسه با حدود يك قرني كه از حضور فوتبال در ايران سپري مي شود، به بيش ازچند هزار سال قبل باز مي گردد.

تا ميانه هاي دهه 1960 كشتي آزاد كه شبيه كشتي سنتي ايراني بود و به سرعت توسط ايرانيان پذيرفته شد، محبوب ترين ورزش ايران باقي ماند. بزرگترين اسطوره ورزشي ايران يعني غلامرضا تختي يك قهرمان كشتي بود و امروز در ايران، حتي بسياري از ورزشگاه هاي فوتبال به اسم او نامگذاري شده است.

كشتي آزاد رشته اي است كه ايرانيان در آن بيشترين مدال ها را از زمان آغاز رقابت هاي بين المللي شان، يعني از المپيك 1948 لندن كسب كرده اند، با اين حال قهرماني ايران در مسابقات جهاني كشتي تهران در سال 1998 در قياس با صعود ايران به جام جهاني فوتبال فرانسه هيجان كمتري برانگيخت؛ ملي گرايي به اوج خود رسيد، چراكه بسياري كنش جمعي (Collective Action) را در قياس با استعدادهاي فردي، ملاك و گواهي اصيل تري براي روح يك ملت مي دانستند.
گذر از كشتي به عنوان محبوب ترين ورزش ايران به فوتبال ، بازتاب دهنده تغييرات اجتماعي و سياسي می باشد كه در كشور رخ داده است. جالب توجه این كه چگونگي اين تغيير در ذائقه ها، مفهوم دوركهيمي گذار از (همبستگي مكانيكي )به (همبستگي ارگانيكي) را تداعي مي كند. كشتي كه در آن همه ورزشكاران كار يكساني انجام مي دهند، قرابتي با همبستگي مكانيكي دارد. همبستگي كه ناشي از شباهت اعضاي گروه به يكديگر است، در حالي كه فوتبال نمونه همبستگي ارگانيكي مي باشد كه اين نوع همبستگي بر مكمل بودن مبتني بر تقسيم كار دلالت دارد. فوتبال به عنوان يك بازي ورزشي گروهي و رقابتي ابتدا توسط ايرانيان از غرب برگشته و غربي هاي ساكن ايران به مردم ما معرفي شد.

اولين بازي فوتبال در كشور ما توسط انگليسي ها و ارامنه ايران در سال 1898 در اصفهان برگزارشده است. پسران حاكم استان يعني ظل السلطان، شاهد بازي بودند و به داخل بازي نيز راه يافتند.
به طور كلي مي توان گفت فوتبال از سه مجراي نوسازي (Modernization) به ايراني ها معرفي شد. مدارس مبلغان مذهبي (ميسيونري)، صنعت نفت و ارتش . براي مثال تربيت بدني بخش مهمي از برنامه درسي مدرسه آمريكايي (كه بعدها به موسسه البرز معروف شد) را تشكيل مي داد. مدير اين مدرسه دكتر ساموئل جردن در كوششي آگاهانه براي جا انداختن ارزش تلاش هاي دسته جمعي و همكارانه، دانش آموزان را وادار كرد تا بيل و كلنگ بردارند و به ساخت زمين فوتبال مدرسه كمك كنند.

در حالي كه مدارس مذهبي (مسيحي) فوتبال را به پسران نخبگان ايراني معرفي كردند، ايرانيان طبقه كارگر از طريق كاركنان شركت نفت انگليس – ايران با اين بازي آشنا شدند. فوتبال در ميدان هاي نفتي آبادان و مسجد سليمان بازي مي شد و حتي در مسجد سليمان يك ليگ فوتبال و مسابقه بين المللي بين تيم هايي از انگليس و اسكاتلند برگزارشد. كارگران ايراني ابتدا فقط نظاره مي كردند و سپس به صورت انفرادي جايگزين خارجي ها شدند تا اين كه در نهايت تيم خودشان را تشكيل دادند.
در تهران نيز انگليسي هايي كه با امور مرتبط با سفارت، كنسولگري، بانك شاهنشاهي و اداره تلگراف هند و اروپا سروكار داشتند، بازي ها را غالبا در ميدان مشق كه بعدها به ميدان توپخانه موسوم گشت، برگزار مي كردند. بازي هاي آن ها توجه مردان جوان تماشاگر را جلب كرد. در سال 1908 جوانان ايراني كم كم در تيم هاي انگليسي به صورت فردي جايگزين بازيكنان آنها مي شدند و به زودي فوتباليست هاي ايراني تيم خودشان را شكل دادند.


در جاهايي كه نشان چنداني از خارجي ها وجود نداشت، مثل اردبيل، فوتبال در دهه 1920 توسط مردان جواني كه مدتي را در قفقاز به سر برده بودند، معرفي شد.
در سال 1926 در مسابقه اي كه بين تيمي از ايران و تيمي از انگلستان برگزار شد، براي اولين بار ايراني ها، انگليسي ها را در بازي فوتبال شكست دادند. با به دست آوردن اعتماد به نفس در فوتبال در پاييز آن سال كابينه ايران تصميم گرفت تيمي متشكل از 15 فوتباليست ايراني را به سرپرستي رئيس مدرسه تربيت بدني يعني ميرمهدي ورزنده به نشانه ارتقاء روابط با شوروي (سابق) به تورنمنتي بين المللي به باكو اعزام كند. اين تيم چهار بازي برابر تيم هاي مختلف باكو انجام داد كه نتيجه آن سه شكست و يك پيروزي بود.
حسين مفتاح يكي از بازيكناني كه در باكو بازي كرده بود، درسي سازنده از اين شكست ها ارائه كرد و بعدها نوشت: سفر به باكو اين مزيت را داشت كه ما دريافتيم دريبل زني و تكروي فايده اي ندارد... ما در حركات فردي خوب بوديم و اين چيزي است كه مردم دوست داشتند اما وقتي بازي هاي خارجي و تيم هاي باكويي را ديديم، آموختيم كه هدف فوتبال متفاوت از آن چيزي است كه ما تاكنون دنبال مي كرديم.
به طور خلاصه فوتبال در ايران، پيش از جنگ جهاني اول تا اواسط دهه 1930 با معرفي ورزش هاي غربي به اقليتي كوچك از ايرانيان همراه بود و فوتبال كه توسط مقامات دولتي مورد حمايت قرار مي گرفت، تا حد زيادي در انحصار نخبگان باقي ماند.
حمايت دولتي از اين رشته ورزشي در قلمرو سريعا روبه رشد نيروهاي مسلح و نظام آموزش همگاني و بخصوص ورزش هاي دانشگاهي، فوتبال را به سرگرمي محبوب براي جوانان مبدل كرد.


جام ملت‏های فوتبال آسیا در سال 1968 بالای دستان ملی‏پوشان وقت ایران پس از پیروزی بر اسرائیل

با عبور از فراز و فرودهاي تاريخي فوتبال از دهه 1930 تا 1970 خاطر نشان مي سازم كه سال 1968 سالي تعيين كننده در تاريخ فوتبال ايران است . از يك لحاظ مرگ تختي در ايران كشتي را از تحسين برانگيزترين چهره اش محروم كرد، اما مهم تر از آن در سال 1968 ايران و رژيم اشغالگر قدس (اسرائيل) فيناليست هاي جام ملت هاي آسيا بودند. تنها يك سال پيش از آن (1967) اسرائيل همسايگان عربش را در جنگ شش روزه شكست داده بود و اين امر همدلي بسياري از مردم ايران را با ملتهای عرب موجب شده بود. در پايان بازي تيم ملي فوتبال ايران با نتيجه 2-1 اسرائيل را شكست داد. اين پيروزي درخشان همچون ستاره اي فروزان همواره در آسمان استاديوم امجديه تهران (شهيد شيرودي ) مي درخشد.
با قهرماني ايران تماشاگران تا دو ساعت در استاديوم ماندند و سرودهاي ميهن پرستانه سردادند. مردم هم با پخش شيريني، خوشحالي زايدالوصفي از خود بروز دادند.
بدون ترديد، پيروزي سال 1968 كه ميليون ها نفر آن را پاي گيرنده ها به نظاره نشستند و يا از طريق راديو گزارش لحظه به لحظه آن را شنيدند، فوتبال را در ايران به يك پديده مردمي تبديل كرد.
بعد از اين رويداد تاريخي بود كه توپ هاي پلاستيكي در كوچه هاي خاكي و زمين هاي متروك حتي در ميان روستائيان رايج شد و فوتبال به بازي همگاني در ميان مردم و به طور ويژه جوانان تبديل گرديد. عكس هاي فوتباليست ها حتي در خانه ها نصب شد و بازيكنان فوتبال به عنوان الگوي زندگي جوانان تبديل شدند.
هر چند نخستين بازي رسمي تيم ملي فوتبال ايران در چهارم شهريور ماه 1320 آن هم در برابر تيم ملي فوتبال افغانستان انجام شد ، اما نقطه پيوند اجتماعي شدن فوتبال در ايران پيروزي بر تيم رژيم صهيونیستي بود. در اين جا بود كه فوتبال در ايران پيوند محكمي با جامعه بست، پيوندي كه تا امروز ناگسستني باقي مانده است.
با عبور از تونل زمان به سال 1376 مي رسيم كه پس از افت و خيزها ايران پس از نتيجه تساوي با تيم ملي فوتبال استراليا به شانزدهمين دوره مسابقات جام جهاني 1998 فرانسه راه يافت و هنگامه عظيمي در سطح شهرستانهاي بزرگ بخصوص تهران ايجاد شد.
اگرچه قبل از انقلاب نيز تيم ملي فوتبال ايران به مسابقات جام جهاني آرژانتين در سال 1978 راه يافته بود كه در جاي خود حائز اهميت مي باشد، اما راهيابي به فرانسه با آن همه تلاطم در بازي ها،در حالي كه كمترين اميدي به صعود ايران نبود، واكنش منحصربه فرد و خيره كننده اي را به همراه داشت.
اينجانب پس از پايان بازي در خيابان طالقاني تهران و ميدان وليعصر شاهد آن لحظات وصف ناپذير از شور و نشاط مردمي بودم. زن و مرد ، روستايي و شهري، پير و جوان، و ... به پايكوبي وشادماني پرداختند و به راستي خاطرات آن روز فراموش نشدني است.
صاحب نظران علوم انساني در همايش هايي كه به اين موضوع اختصاص داشت، خاطرنشان ساخته اند كه اين اتفاق يعني خيزش ناگهاني مردم در ايجاد شور و شعف مي تواند دستمايه پژوهش هاي اجتماعي بوده و موضوع هاي جديدي را براي تحقيقات علمي فراهم سازد.
اين حضور گسترده خياباني بار ديگر پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران بر آمريكا در جام جهاني 1998 تكرارشد. در شب پيروزي مردم تا صبح بيدار مانده و به پايكوبي و دست افشاني پرداختند. دامنه خوشحالي به ساير مناطق جهان نيز كشيده شد، به ويژه در مناطق شيعه نشين لبنان، مردم وفادار به حزب الله شكست تيم ملي آمريكا را جشن گرفتند و روزنامه البيان هر گل ايران را در جام جهاني شلیک به قلب اسرائيل توصيف نمود.
تب فوتبال در اواخر دهه 1990 بدون شك به افزايش همبستگي ملي در ايران منجر شد. زنان و مردان در هر رده سني در پرتو حمايت از تيم ملي اتحاد يافتند و نتايج فراز و نشيب دار آن را با لذت واضطراب دنبال مي كردند.
آنچه تاكنون در اين مقاله مطالعه نموديد، به سير ورود فوتبال به ايران و نفوذ در ميان مردم اختصاص داشت. متاسفانه سهم جوانان ما از فوتبال فقط برخوردهاي هيجاني، احساسي و سطحي است. ما هنوز از فوتبال و ماهيت آن نتوانسته ايم راهكارهاي عملي براي زندگي بهتر و كيفي تر برگزينيم. ادعاي نگارنده اين است كه ما مي توانيم از مكتب آموزشي فوتبال دستاوردهاي گرانبهاي فرهنگي و اجتماعي داشته باشيم.

از اين رو علاقمندان به اين ورزش محبوب و دوست داشتني را دعوت مي كنم كه بازي هاي جام جهاني بخصوص بازي هاي تيم ملي فوتبال ايران را با نگاهي ژرف تر از گذشته تماشا كنند و از اين فرصت طلايي، اندوخته هايي فراتر از برد و باخت و اشك و لبخندهاي تيم ها را مورد توجه قرار دهند.
از آنجا كه اين متن طولاني شد، ترجيح مي دهم آنچه را در اين زمينه مورد نظر دارم، در مقاله ديگري با ياري خداوند بعد از پايان مسابقات جام جهاني خدمت شما عزيزان تقديم نمايم.
با آرزوي توفيق براي تيم ملي فوتبال كشورمان، اميدواريم كه با سلاح غيرت و جوانمردي و روحيه پهلواني كه از مولاي متقيان حضرت علي (ع) آموخته اند، در آوردگاه جام جهاني نماد فرزانگي، اخلاق و فرهنگ ايران اسلامي باشند.
در پايان جا دارد به ياد همه بازيكنان مخصوصا همشهري عزيزمان، جواد نكونام كاپيتان شايسته تيم ملي فوتبال ايران كه هرچند متولد شهر ري مي باشد، اما ريشه واصل او سعيد آبادي و گلپايگاني است، اين بيت شعرحضرت حافظ را که مورد علاقه او مي باشد، يادآور شوم.
يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس