|
مقدمه: به اعتقاد متفكران حوزه نوسازي رواني به خصوص راجرز و همكارانش مقابله و برخورد با امري نو داراي مكانيزمي است كه متاثر از عوامل گوناگوني است. فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي به عنوان ابزاري نو، هم كاركرد ارتباطي و هم كاركردهاي ديگري از قبيل آموزشي، اطلاع رساني و غيره دارند. با توجه به تبيين نظريههاي نشر، اين فنآوريها ميتوانند تغييرات و واكنشهايي را در جامعه روستايي داشته باشد. همانگونه كه ورود فنآوريهايي نظير راديو، تلويزيون و اداوت كشاورزي در اين جامعه داشته است. راجرز با اين هدف دست به مطالعه نشر نوآوري ميزند كه معتقد است، اگر چه حقيقت دارد كه ما بيش از هر زمان ديگري در عصر تغيير زندگي ميكنيم اما ساختار نظام اجتماعي و ويژگيهاي فردي غالبا مانع نشر نوآوريها ميشود. فعاليتهاي ما در زمينه آموزش، كشاورزي، پزشكي، صنعت و مانند آنها، غالبا بدون بهرهگيري از مزاياي آخرين دانستههاي پژوهش جاري است(راجرز،1396). لذا از دو جهت فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي با ورود به جامعه روستايي مسئلهساز مي شود: اول) همانگونه كه ادبيات پژوهشي اين حوزه نشان مي دهد، برخورد با امري نو، واكنشهايي دارد و نشر آن توسط مكانيزم هايي انجام مي شود. دوم) براي بهرهگيري از آخرين يافته هاي فنآورانه، به ويژه در جامعه شبكهاي كه حول محور اطلاعات و ارتباطات مي چرخد، شناخت فرايندها و مكانيزم هاي نشر در تسريع دسترسي به اهداف توسعهاي كمك مي نمايد. اهميت و ضرورت مسئله نيز دقيقا در همين نكته نهفته است كه امروزه كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه در تكاپوي بسترسازي براي ورود هر چه تمام تر به جامعه شبكهاي هستند. مفهوم توسعه تا قبل از جنگ دوم جهاني به درجه فرهنگي و تمدني موجود در يك ملت برميگشت. در حدود سال هاي 1950، اين مفهوم به تدريج محتواي اقتصادي پيدا كرد و به سوي يك برنامه تجهيز نيروها و افكار عمومي پيرامون عدم تعادلهاي مهمي جهت داده شد كه براي كمونيسم بستر فراهم ميكرد. از سوي ديگر در طول دهه جاري حجم سرمايه گذاريهاي غير مادي در درون مؤسسات توليدي و صنعتي به ميزاني حدود 3 برابر سرمايه گذاريهاي مادي رسيده است. دانشها، مهارتها و تواناييها امروزه منبع اصلي ثروت مؤسسات مناطق و كشورها شده است و اين يكي از ويژگيهاي عصر فراصنعت در آستانه ظهور جامعه اطلاعاتي است (محسني، 1380 :10). پارادايم توسعه از اوايل انقلاب صنعتي بارها و بارها دچار تغيير و دگرگوني شده است و شاخصهاي مختلفي در سنجش ابعاد متنوع توسعه از قبيل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي بكار گرفته شده است. در اين دوران مفاهيم تكامل، پيشرفت، تغيير و دگرگوني، رشد اقتصادي و بهبود با مفهوم توسعه ارتباطي تنگاتنگ داشتند و گاهي در كنار هم به كار ميرفتند و براي هر يك شاخصهايي از سوي محققين مختلف در نظر گرفته ميشد. امروزه در مباحث توسعه و رشد اقتصادي و سهم هر يك از بخشهاي اقتصادي اعم از صنعت، كشاورزي و خدمات در توسعه و توسعه پايدار، به ميزان ارتباط آنها با فنآوريهاي نوين و ميزان استفاده از آن بستگي، تاكيد ميشود. پراهميت است كه پتانسيل آيسيتي ها براي بهبود دسترسي به نيازهاي پايهاي توسعه انساني مثل غذا، آموزش، بهداشت و مراقبت مشخص شود. در تبيين پتانسيل اين فنآوريها براي توسعه روستايي، شناخت اين امر كه اشاعه اطلاعات عنصر اساسي هر برنامه توسعه روستايي است، ضروري است. همانگونه كه نواحي روستايي اغلب به عنوان مناطقي كه داراي فقر اطلاعاتي هستند مشخص ميشوند (ليم، 1:2004). ديدگاهاي نشر نوآوري با تاكيد بر چگونگي ايجاد تغيير، مكانيزمهايي كه يك فنآوري، ايده يا روش نو طي كرده و تغيير را ايجاد ميكند، اين مسئله را مورد ارزيابي قرار ميدهند. در پذيرش ايدهها و روشهاي نو و ايجاد تغيير، اين ديدگاه مؤثرترين راهكارها و مفيدترين تحليلها را ارائه کرده است که در اين مقاله نيز از فرضيه هاي اين نظريه استفاده شده و برخي از آنها مطالعه شدهاند.
نظريههاي اشاعه و نشر نوآوريها در ميان متفكران مختلف كه از منظر ارتباطات به مسئله توسعه ميپردازند ميتوان به نظريهپردازان حوزه نوسازي رواني اشاره كرد كه نقش ارتباطات را در تغيير اجتماعي و توسعه امري موثر و كليدي به شمار آوردهاند. بر طبق الگوي نوگرايي، حركت از مرحله سنتي به مرحله گذار و سپس به مرحله نوين همواره با تغيير نظامهاي ارتباطي شفاهي به نظامهاي ارتباط جمعي همراه بوده و اين تغيير هميشه يك دگرگوني تك خطي از نظامهاي سنتي به نظامهاي نوين بوده است (مولانا، 1371: 83). به اعتقاد صاحبنظران اين حوزه نحوه تعامل انسانها با يكديگر و فرايند ارتباطي و ساختارهايي كه كنشهاي ارتباطي انسانها در آنها جريان مييابد با ميزان و نوع تغييرات اجتماعي ارتباطي مستقيم دارد. نحوه تعامل انسانها بستگي به ابزارهاي ارتباطي دارد كه در اختيار كنشگران يك جامعه قرار دارد. ساختارهاي اجتماعي حاكم بر جامعه نيز مشخص ميكند كه چه نوع ابزارهايي و با چه محتوايي كاركرد مناسب براي جامعه را دارد. در اين ديدگاه ساختارهاي اجتماعي در نتيجه آرايش منزلت اجتماعي در يك نظام توسعه مييابد. ساختار اجتماعي از طريق آنچه كه اثرات نظام ناميده ميشود به عنوان بازدارنده و يا تسهيل كنندهاي در سرعت نشر و پذيرش افكار و روشهاي نو عمل ميكنند. اثرات نظام نيز تاثير هنجارها و منزلتهاي اجتماعي نظام در رفتار افراد است (راجرز و شوميكر، 1369: 26). از اينرو مسئله نوگرايي يك مسئله ارتباطي است. به عبارت ديگر استقرار و ايجاد نظامي مدرن و نوگرا، چگونگي رويارويي نظام اجتماعي و عناصر نظام اجتماعي كه متشكل از افراد، ارزشها و هنجارها است با پديده، ايده، و روش نو است. به اعتقاد متفكران حوزه نوسازي رواني به خصوص راجرز و همكاران وي، مقابله و برخورد با امري نو داراي مكانيزمي است که متاثر از عوامل گوناگون است. مطالعه و پژوهش در اين عوامل جهت گسترش نظامهاي اجتماعي مدرن غربي و عموما نوسازي، ذهن متفكران مختلف را به خود مشغول داشته است. به اعتقاد اين متفكران تغيير اجتماعي همه جانبهاي براي رسيدن به نوسازي لازم و ضروري بود و براي دستيابي به آن بايد مردم آگاه و متقاعد و باسواد ميشدند. جريان آزاد و كافي اطلاعات كه با توسعه رسانههاي جمعي حاصل ميشد به عنوان پشتيباني براي سياست ملي عمل ميكرد و موجب ارتقاء آرزوها، تمركز توجه عمومي بر نيازهاي توسعه، تحكيم معيارهاي اجتماعي نوسازي شده و اصلاح نگرشها ميشد. باور بر اين بود كه با «تزريق» ايدههاي نو به داخل تودهها، نقشهاي جديد به مردم شناسانده و تلقين ميشود و راه و رسم متفاوت و بهتري براي زندگي پيش روي آنها نهاده ميِشود(بورن، 1379: 14). در اين راستا تحقيقات گستردهاي درباره چگونگي پذيرش و نشر انديشههاي نو و مكانيزم حاكم بر اين روند انجام گرفته است. در اينجا با توجه به ارتباط فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به عنوان يك فنآوري و پديده نو براي جامعه روستايي از ديدگاه اورت راجرز و همكاران وي در حوزه نظريه هاي نشر استفاده ميشود. فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي به عنوان ابزاري نو كه هم كاركردي ارتباطي و هم كاركردهاي ديگري از قبيل آموزشي، اطلاعرساني و ... دارند (با توجه به تبيينهاي نظريه هاي نشر) ميتوانند تغييرات و واكنشهايي را در جامعه روستايي در بر داشته باشند كه ورود فنآوريهايي نظير راديو، اداوات مختلف كشاورزي و... داشته است، لذا به نظر ميرسد بخشي از مسايل مربوط به ورود چنين فناوري را با توجه به اين نظريهها بتوان مورد تحليل قرار داد. اساسيترين نظريههاي مربوط به ارتباط رسانهها و فنآوريهاي ارتباطي در توسعه و فرايند اشاعه را نظريهپردازان اشاعه مطرح نمودهاند. در بين نظريهپردازان اشاعه نيز مهمترين و برجستهترين كارهاي پژوهشي و نظري را بدون شك اورت راجرز و همكاران وي انجام دادهاند. زمينه مطالعات مربوط به نشر نوآوريها به اوايل 1900 برميگردد كه در بين جامعهشناسان ميتوان كار گابريل تارد را (1903) به عنوان اولين پژوهش در زمينه نشر عنوان کرد. اما بيشتر نشريههاي پژوهشي مربوط به اشاعه از اواخر سال 1920 تا اوايل 1940 ظاهر شده است. راجرز با اين هدف دست به مطالعه نشر نوآوري ميزند كه معتقد است اگر چه حقيقت دارد كه ما بيش از هر زمان ديگر، در عصر تغيير زندگي ميكنيم اما ساختار نظام اجتماعي حاكم، غالبا مانع نشر نوآوريها ميشود. فعاليتهاي ما در زمينه آموزش، كشاورزي، پزشكي، صنعت و مانند آنها، غالبا بدون بهرهگيري از مزاياي آخرين دانستههاي پژوهشهاي جاري است. براي كم كردن فاصله بين آنچه بشر ميداند و آنچه در عمل بكار ميگيرد بايد چگونگي انتشار ايدههاي جديد را درك كرد. ارتباطات اساس تغيير اجتماعي است(راجرز، 9و3). لذا انتشار ايدههاي جديد كه ميتوانند منشاء تغيير باشند از طريق رفتارهاي ارتباطي انجام ميشود و اين رفتار ارتباطي متاثر از نظام اجتماعي، ساختارهاي حاكم بر آن و عوامل ديگري است كه براي درك تغيير و ايجاد آن بايد شناخته شوند. به عقيده راجرز فرايند تغيير اجتماعي شامل سه مرحله پيدرپي است: 1- ابداع 2- نشر 3- پيامدها. ابداع، فرايندي است كه طي آن افكار و روشهاي نوين، خلق شده و يا توسعه مييابند. نشر، فرايندي است كه طي آن افكار و ايدههاي نوين به اعضاي نظام اجتماعي انتقال داده ميشوند و پيامدها نيز تغييراتي هستند كه در نتيجه رد و يا قبول نوآوري، در جامعه ايجاد مي شوند. بنابراين تغيير اجتماعي يكي از اثرات ارتباطات است (راجرز، 11-9).
به عقيده راجرز تغيير اجتماعي فرايندي است كه طي آن در ساختار و كاركرد يك نظام اجتماعي دگرگوني بهوجود ميآيد. انقلاب، ابداع شيوه توليد جديد، تشكيل شوراي عمراني روستايي، پذيرش روشهاي كنترل جمعيت به وسيله يك خانواده نمونههايي از تغيير اجتماعي هستند. ساختار نظام اجتماعي نيز از منزلتهاي افراد و گروههاي تشكيلدهنده آن پديد ميآيد و عنصر بالفعل در ساختار منزلت اجتماعي، نقش يا رفتار واقعي فرد در يك منزلت معين است. تغييرات نيز ميتوانند ذاتي و اكتسابي باشند. وقتي كه منبع تغيير در داخل نظام اجتماعي مورد تحليل قرار گيرد تغيير ذاتي است و هنگامي كه منبع ايدههاي جديد خارج از نظام اجتماعي باشد تغيير را اكتسابي گويند. تغييرات يا در سطح فردي صورت ميگيرد و يا در سطح نظام اجتماعي كه اين دو رابطه متقابل با هم دارند. تغييرات اكتسابي نيز خود دو نوع است تغيير اكتسابي انتخابي و تغيير اكتسابي هدايت شده، تغيير اكتسابي انتخابي هنگامي است كه اعضاي نظام اجتماعي در معرض ايدههاي جديد خارجي قرار ميگيرند و بر اساس نيازشان، ايدههاي جديد را رد يا قبول ميكنند. تغيير اكتسابي هدايت شده نيز زماني بهوجود ميآيد كه افرادي خارج از نظام اجتماعي، براي رسيدن به هدفي مشخص از طرف خود و يا به نمايندگي از سوي سازمان تغيير تعمداً به معرفي افكار و روشهاي نو تلاش ميكنند(راجرز، 13). امروزه اغلب تغييرات در جوامع روستايي از نوع اكتسابي هدايت شده است و ورود فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به عنوان يك ايده، روش و فنآوري نوين در جامعه روستايي كه منجر به تغيير خواهد شد دقيقاً منطبق با اين نوع تغيير است. به اعتقاد راجرز نشر، نوع ويژهاي از ارتباطات است. فرايندي است كه بوسيله آن، نوآوريها در بين اعضاي يك نظام اجتماعي انتشار مييابد. مطالعات نشر، شامل پيام هايي است كه خود ايدهاي جديد ميباشند، در حالي كه مطالعات مربوط به ارتباطات انواع پيام ها را در بر ميگيرد (راجرز، 16). به عقيده راجرز از آنجا كه فرايند نشر حاوي پيامي جديد است درجهاي از خطر پذيري را به همراه دارد و اين امر موجب تفاوت در رفتارهاي گيرندگان ميشود لذا همگني و ناهمگني ويژگيهاي ايدههاي جديد در نشر ايده موثر است به اعتقاد راجرز هر چه ويژگيهاي گيرندگان و حاملان ايدهها همگن و شبيه باشد (به استثناي ايده) امر پذيرش با موفقيت بيشتر صورت ميگيرد. پيامدهاي نوآوري نيز دست كم ميتواند در سه دسته طبقهبندي شود: پيامدهاي كاركردي و غيركاركردي كه اشاره به مطلوبيت و نامطلوب بودن اثرات نوآوري در نظام اجتماعي دارد. پيامدهاي مستقيم و غير مستقيم: اشاره به تغييراتي در نظام اجتماعي دارد كه پاسخ بلافصل به نوآوري است يا نتيجه مستقيم پيامدهاي نوآوري و بالعكس. پيامدهاي آشكار و پنهان اشاره به آن دارد كه آيا تغييرات ناشي از اشاعه نوآوري شناخته شده و مورد نظر بودهاند يا نه (راجرز، 23). به عقيده راجرز چهار عنصر تشكيل دهنده اشاعه عبارتند از: (1) نوآوري، كه بهوسيله (2) كانالهاي ارتباطي ويژهاي، (3) در طول زمان با ساير اعضاي (4) نظام اجتماعي در ميان گذاشته ميشود (راجرز، 23). به اعتقاد راجرز ويژگيهايي كه نوآوريها ممكن است داشته باشند در آهنگ پذيرش نوآوري موثر است. اين ويژگيها بطور كلي عبارتند از: مزيت نسبي: که ميتوان آن را با توجه به عوامل اقتصادي سنجيد، اما غالباً عواملي مانند اعتبار اجتماعي و رضايت ناشي از پذيرش نوآوري نيز موثراند. سازگاري: عبارت از ميزان برداشت فرد از هماهنگي نوآوري با ارزشهاي موجود، تجربههاي گذشته و نيازهاي گيرنده است. پيچيدگي: عبارت از ميزان درك فرد از دشواري يادگيري و بكاربردن نوآوري است. براي اكثر اعضاي نظام اجتماعي برخي از نوآوريها به آساني قابل درك و كاربرد است و برخي پيچيده. آزمونپذيري: عبارت از امكان مطالعه و آزمون نوآوري در سطحي محدود است. نوآوريهايي كه ميتوان با امكانات محدود مورد امتحان قرار داد زودتر از آنهايي كه امكان آزمون آنها وجود ندارد مورد پذيرش قرار ميگيرند. قابليت رويت: ميزان قابل رويت بودن نتايج نوآوري، براي ديگران است هر قدر كه نتايج نوآوري براي هر فرد آشكارتر باشد احتمال پذيرش او نيز بيشتر است (راجرز، 29و28). به عقيده راجرز، بعد زمان عامل تعيين كنندهاي در فرايند نشر است. بعد زمان در فرايند تصميم نوآوري، نوگرايي و آهنگ پذيرش نوآوري در يك نظام اجتماعي موثر است. تصميمگيري نوآوري فرايندي ذهني است كه طي آن فرد از مرحله آگاهي در نوآوري گذشته و به مرحله رد يا قبول نوآوري و سرانجام به مرحله همنوايي ميرسد. لذا با توجه به پژوهش راجرز ميتوان گفت كه فرايند نشر نوآوريها نه تنها فرايند پيچيدهاي است كه طي مكانيرمهاي موثري انجام ميشود بلكه اين فرايند از الگويي نيز پيروي ميكند كه شناخت و درك اين الگو در قالب جامعه مورد مطالعه و تفاوتهاي حاكم بر آن و در نظر گرفتن آنها ميتواند سازمانهاي خواستار تغيير و ماموران تغيير را در به نتيجه رساندن اهداف و پروژههاي خود كمك نمايد. راجرز با توسل به يك تحليل برد متوسط هم دست به نظريهپردازي درباره نشر نوآوري ميزند و هم نظريه خود را متكي به يافتههاي تجربي پژوهشي مينمايد. چرا كه به اعتقاد وي سطوح كلان نظري به ندرت قابل ترجمه به فرضيههاي تجربي قابل آزمون ميباشند و تجربهگرايي خام نيز بدون توجه به پاسخگويان و نظامهاي اجتماعي خاص مورد مطالعه، اطلاعات مربوط به جزئيات تغيير را جمعآوري ميكنند كه چشم انداز روشن و كلي درباره نظام اجتماعي نميتوانند ارائه دهند (راجرز، 99). راجرز، زماني كه مطالعه خود را درباره تغييرات جديد كشاورزي در ايالات متحده در ايوا به انجام رساند پنج دسته از كشاورزان را مشخص كرد كه هر يك داراي ويژگيهاي مختلف بوده و در برابر نوآوري واكنشهاي متفاوتي را نشان ميدادند (گلدتورپ، 1373). اين دسته از افراد عبارتند از: نوآوران: اين دسته داراي ويژگيهايي نظير جسور بودن، داراي روابط جهانشهريتر، توانايي بكارگيري و درك دانش فنآورانه پيچيده، توانايي تحمل شكستهاي اتفاقي و پذيرشهاي ناموفق را دارند. زودپذيران: اين افراد نيز در مقايسه با نوآوران كه داراي گرايش جهان شهري هستند بيشتر محليگرا ميباشند. اين افراد بيش از هر گروه ديگري رهبري افكار را در دست دارند. براي اعضاي نظام اجتماعي نقش الگو را دارند. قابل احترام و داراي پايگاه اجتماعي بالا هستند. اكثريت زودپذير اين افراد با ديگر اعضاي گروه در ارتباطاند ولي به ندرت رهبري افكار را بر عهده دارند. اكثريت ديرپذير: اين افراد نوآوري را پس از افراد متوسط نظام اجتماعي ميپذيرند. اين پذيرش ممكن است به دليل نيازهاي اقتصادي و يا فشار فزاينده ناشي از نظام اجتماعي باشد. ديرپذيران: ديرپذيران آخرين گروهي هستند كه نوآوري را ميپذيرند. آنان به هيچ وجه رهبري افكار را بر عهده ندارند. نسبت به تمام گروههاي پذيرا، داراي محليترين ديد هستند و نقطه مرجع آنان زمان گذشته است. راجرز خواستار تغيير است و در قالب نظريه نوسازي و ارتباطات، مكانيزم هاي منجر به تغيير را مورد مطالعه قرار ميدهد. وي بر آن است كه با كشف اين مكانيزمها و ارائه الگويي عام بتواند ماموران تغيير را در راستاي نشر عناصر مدرن به جامعه سنتي كمك نمايد و در پي آن در ساختار عناصر سنتي جامعه تغيير ايجاد کند و ساختار جديدي را بنا نمايد. اگر خود وي نيز چنين منظوري نداشته باشد، نظريه او غير از اين را القاء نميكند. در اين پژوهش با تاكيد بر اين ديدگاه، دو بعد از عوامل موثر در نشر مورد مطالعه قرار گرفته است: اولين بعد ويژگي پذيرندگان و يا كساني است كه در معرض ايده هاي نو( فنا وري هاي ارتباطي و اطلاعاتي) قرار مي گيرند. دومين بعد نيز مربوط به ويژگي هاي خود فناوري به عنوان عامل موثر در نشر از قبيل مزيت نسبي، سهولت كاربرد، سازگاري و غيره است.
ادبيات پژوهش نشر نوآوري آيسيتي ها رفتارهاي سازگار با فناوري اطلاعات بحث مهمي است كه بين دانشگاهيان و مديران مطرح بوده است. فنآوري هاي اطلاعاتي به عنوان ايده، عمل و موضوع جديدي براي پذيرندگان مطرح بوده است (راجرز، 1995، 11). به عقيده راجرز زودپذيران به عنوان رهبران و پيشروان عقايد ميتوانند ديگران را در سازگاري با نوآوري متقاعد سازند(راجرز، 1995). پس از راجرز ديگران نيز نظريه او را در زمينه آي تي مورد آزمون قرار دادهاند، به ويژه با توجه به مدل هاي جايگزيني كه ريشه در روانشناسي اجتماعي (فيشبين، 1980)، نظريه يادگيري اجتماعي (مادن، 1986) و نظريههاي نفوذ اجتماعي (فولك،1990) داشتهاند. اگروال و پراساد نظريه راجرز را به لحاظ اعتبار و روايي جهت آزمون انطباقپذيري با آيتي، از نو مفهومسازي نمودند و نوآوري فردي را در حوزه آيتي، بهعنوان اختيار يا ميل يك فرد در راستاي بكارگيري فنآوري اطلاعات مطرح کردند. لذا زودپذيران يك نوآوري كساني هستند كه با ميل و ارده خود يك نوآوري را بهكار ميگيرند. نظريههاي اخير پذيرش فنآوري بخصوص« مدل پذيرش فنآوري» از سوي كساني مثل داويس (1989) تد (1995) و تايلور (1995) مطرح شده است كه ريشه در ادبيات روان شناسي اجتماعي دارند. فرضيه آنها اين بود كه زودپذيران نگرش هاي مثبتي نبست به كاربرد نوآوري دارند تا ديرپذيران. اين تحقيقات دو چيز را نشان دادند كه داراي اهميت بوده است: راحتي و سهولت استفاده و مفيد واقع شدن فنآوري. بعلاوه آنكه مفيد بودن فنآوري بيشتر از سهولت استفاده آن توسط پذيرندگان مورد توجه است؛ به طور مثال، داويس دريافت كه مفيد بودن فنآوري اهميت بيشتري نسبت به سهولت استفاده دارد. مطالعات ديگري نيز پس از سالهاي 1995 در زمينه ابعاد مختلف انطباق با آيسيتي انجام شده است. ژاكوبسن در سال 2000 تحقيقي را در زمينه كارمندان دانشگاهي كه در زمينه تدريس از آيسيتي بهره ميگرفتند و كساني كه از اين فنآوري استفاده نميكردند، انجام داد. او با توجه به نظريه نشر نوآوري راجرز (1995) نمونهاي به تعداد 79 نفر از دانشگاههاي شمال آمريكا را مورد مطالعه قرار داد. روش مطالعه او مصاحبه نيمه ساختمند بود كه 90 درصد كساني كه استفاده ميكردند، آيسيتي را در موارد تحقيقي، حرفهاي و تدريسي به كار ميبردند و 85 درصد نيز يكي از روش هاي تدريسشان با آيسيتي بوده است. كساني كه با اين فنآوري سازگار نبودهاند دليل كافي براي استفاده از آن را نداشتند. فاكس (2001) با مطالعه در مدارس دبيرستانهاي استراليا مدلي را ارائه نمود كه شامل چهار عنصر در راستاي پذيرش نوآوري بود. اين چهار عنصر، فرصت هاي آموزشي، تغيير فعاليت شغلي، خنثي بودن و خنثي نبودن فنآوري و پيامدهاي ناخواسته پذيرش فنآوري هستند. آدام و ويلسون (1996) نيز پذيرش و نشر آيسيتي را در بين آموزگاران دبيرستانهاي استراليا مورد مطالعه قرار دادند. آنها سعي كردند كاربرد 32 نوع فنآوري و بخصوص كاربردهاي نرمافزاري را در جهت اينكه چطور دانشآموزان از آن استفاده ميكنند، نشان دهند. اگروال و ديگران (1998) نيز تحقيق جامعي را در زمينه پذيرش نوآوريهاي فناوري اطلاعات در دانشگاه ايالتي فلوريدا با تأكيد بر ثبت نام اينترنتي دانشجويان در دانشگاههاي بزرگ انجام دادند. آنها از بين جمعيتي در حدود 15500 دانشجو به شيوه نمونهگيري طبقهبندي تصادفي، نمونهاي در حدود 326 نفر انتخاب كردند كه از بين 16 كلاس مختلف و 5 دانشگاه انتخاب شده بودند (جدول 1). نمونه شامل طيف وسيعي از پاسخگويان ميشد كه 54 نفر از ثبت نام شبكهاي استفاده ميكردند و بقيه شيوههاي مختلف را به كار ميگرفتند. جدول1: توزيع فراواني جمعيت نمونه
جمعيت نمونه |
|
دانشكده |
تعداد جواب |
بدون جواب |
|
نامشخص علوم و هنرها بازرگاني علوم تربيتي مهندسي علوم اجتماعي و انساني |
5 34 108 38 77 58 |
6 |
در اين پژوهش با الهام از نظريه راجرز و نظريههاي ديگر، از متغيرهايي نظير مفيد بودن يا مزيت نسبي، سهولت استفاده، نگرش نسبت به فنآوري، نوآوري فردي در آيتي، شرايط تسهيلگر و خودكفايي استفاده شده است (اگروال و ديگران،1998، 15-1). علاوه بر اين، آنها با توسل به نظريههاي مختلف فرضيه عمدهاي را مطرح كردند: زودپذيران نسبت به ديرپذيران درباره آيتي، نگرشهاي مثبت دارند. زودپذيريان نسبت به ديرپذيران كفايت و اعتماد به نفس بيشتري درباره استفاده آيتي از خود نشان ميدهند. شرايط تسهيلگري براي استفاده از آيتي نيز براي زودپذيران بيشتر از ديرپذيران مهيا بوده است. كنترل رفتاري زودپذيران نسبت به ديرپذيران درباره آيتي بيشتر است.
روش تحقيق از آنجا كه براي انجام مطالعات جامعهشناختي، روانشناختي و مديريتي، امروزه روشهاي متفاوتي ابداع شده است، به اقتضاي موضوع و ماهيت تحقيق، محققان از شيوههاي مناسب استفاده مينمايند. در اين پژوهش از روش پيمايشي براي مطالعه نمونه آماري مورد نظر، استفاده شده است. البته از آنجا که در جامعه روستايي اين روش داراي نواقصي است براي اطمينان از يافتههاي تحقيق پيمايشي، از روش مباحثه گروهي متمرکز نيز استفاده شده است. البته نتايج حاصل از آن در اين مقاله، به دليل فرصت اندک گزارش نميشود. ليکن لازم به ذکر است که، نتايج بحثهاي گروهي نيز اين يافتهها را عمدتا تاييد كردهاند. منطق بهكارگيري تحقيق پيمايشي نيز در اين بوده است كه اين روش امكان سهولت در جمع آوري و تحليل داده را در سطحي وسيعتر فراهم نموده و قابل دسترسترين روش براي پژوهشگران دانشگاهي است كه فرصت چنداني را جهت اقامت در جامعه روستايي ندارند.
جامعه آماري و نمونه جامعه آماري موردنظر ما تمام كاربران و استفاده كنندهگان از آيسيتي در روستاي قرن آباد است كه از بين آنها يك نمونه معرف را از طريق شيوه نمونهگيري تصادفي ساده مرتبط انتخاب كرده و اطلاعات جمعآوري شده است. پس از نمونهگيري براي برآورد حجم نمونه نيز از فرمول شارپ/ كوكران استفاده شده است. با استفاده از اين فرمول از جامعه آماري 2109 نفري 155 نفر نمونه مورد مطالعه را شامل ميشد كه جهت بالابردن اعتبار و روايي تحقيق 167 مورد پرسشنامه پر شده است كه از اين تعداد 24 مورد در نمونه شامل اپراتورهاي مركز كتابخانه مجازي روستا ميشد و 143 مورد مربوط به روستاييان. با توجه به خطا و تورشي كه اطلاعات جمعآوري شده از اپراتورها در تحليل ايجاد ميكردند در تحليل نهايي اين اطلاعات وارد نشدهاند.
فرضيه هاي مرتبط با نظريه نشر نوآوري 1- ويژگيهاي نوآوري -- به نظر ميرسد بين مفيد بودن آيسيتي ها و پذيرش آن رابطه معناداري وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين پيچيدگي يا سهولت کاربرد آيسيتي ها و پذيرش آن رابطه وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين سازگاري آيسيتي ها با شرايط كاربردي آن در محل مورد پذيرش رابطه وجود دارد. 2- ويژگي هاي مربوط به پذيرندگان نوآوري -- به نظر ميرسد بين جنسيت و پذيرش نوآوري(آيسيتي) تفاوت معناداري وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين تحصيلات و پذيرش نوآوري(آيسيتي) رابطه وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين نوع شغل و پذيرش نوآوري(آيسيتي) تفاوت معناداري وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين سن و پذيرش نوآوري(آيسيتي) رابطه معناداري وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين عضويت در شبكههاي اجتماعي و پذيرش نوآوري(آيسيتي) رابطه وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين جهان شهري بودن/محلي گرايي و پذيرش نوآوري(آيسيتي) رابطه وجود دارد. -- به نظر ميرسد بين پايگاه اقتصادي افراد و پذيرش آيسيتي رابطه وجود دارد
يافتههاي تحقيق
1- يافته هاي توصيفي 1-1- معرفي روستاي قرن آباد
عكس1: نمايي از روستاي قرنآباد
روستاي قرن آباد در ۲۰ کيلومتري شهرستان گرگان در استان گلستان قرار دارد که از شرق به جنگل جعفر آباد، از غرب به جنگل گرمابدشت (توسكستان) و از شمال به روستاي آهنگرمحله و از جنوب به ارتفاعات البرز مرکزي محدود ميشود. طول جغرافيايي آن ۳۷ و ۴۲ و ۴۵ و ۵۵ و ۳۳ و ۵۴ و عرض جغرافيايي ۳ و ۵۲ و ۳۶ و ۴۲ و ۳۶ و ارتفاع آن از سطح دريا ۲۷۰ متر است. از نظر وضعيت طبيعي و اقليمي داراي آب و هواي معتدل و نيمه مرطوب است. متوسط بارندگي سالانه آن ۶۳۵ ميليمتر است. اين روستا جزء مناطق خوش آب و هواي شهرستان گرگان بوده و با داشتن رودخانههاي زيبا، جنگل، امامزاده و دو آب بند محيط مناسبي براي گردشگري است . طبق آخرين آمار، جمعيت روستا ۲۱۰۹ نفر بوده که از ۵۰۹خانوار تشکيل شده اند از اين تعداد ۴۴ نفر دانشجو، ۳۵ نفرفارغ التحصيل و ۲۱۶ نفر ديپلمه هستند. همچنين ۳۷ نفر در ادارات دولتي مشغول به کارند . روستا داراي يک باب مدرسه راهنمايي و يک باب مدرسه ابتدايي است که در ۲ شيفت اداره ميشود از جمعيت روستا ۶۰ % به کار کشاورزي و ۳۰ % به دامداري مشغولند. ۱۰ % نيز از طريق مشاغل آزاد و صنعتي امرار معاش ميکنند. اين روستا داراي ۳۲۵ هکتار و ۴۷۵ متر مربع زمين زراعي آبي و۱۵۲هکتار و ۹۰۵ متر مربع زمين ديم و ۴۲ هکتار و ۶۰۰ متر مربع اراضي باغي است. مساحت کل اراضي روستا حدود ۵۰۲ هکتار و ۹۸۰ متر مربع ميباشد . محصولات کشاورزي روستا سيب زميني، گندم، برنج، سويا، پنبه، نخود فرنگي و باقلا است. همچنين اراضي باغي اين روستا شامل زيتون، گردو، پرتقال و نارنگي است.
عكس2: نمايي از كار در مزارع روستاي قرنآباد
اين روستا داراي نهادهاي اجتماعي نظير شوراي اسلامي، خانه بهداشت، مرکز مخابرات راه دور، پايگاه بسيج، خانه ترويج، کتابخانه و اماکن مذهبي شامل امامزاده طيب، مسجد، حسينيه، مهديه، فاطميه و زينبيه است. يکي ديگر از اطلاعات جمع آوري شده در اين پژوهش چگونگي تنظيم خانواده است. برنامه تنظيم خانواده شامل زنان شوهردار۱۵ تا ۴۹ سال است. تعداد زنان و مردان تحت پوشش در برنامه تنظيم خانواده در سال ۸۳ ، ۳۵۸ نفر است. درحاليکه در سال ۶۸ تعداد زنان و مردان تحت پوشش در برنامه تنظيم خانواده ۱۱۰ نفر بوده است. اين امر نشان دهنده ارتقاء آگاهي ها و موفقيت در امر آموزش در پيشگيري از رشد بيرويه جمعيت است .
2-1- معر في مركز اينترنتي قرن آباد مركز جامع خدمات ارتباطات و فناوري اطلاعات روستاي قرن آباد با چشم انداز توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي با بهرهگيري از دستاوردهاي ارتباطات و فناوري اطلاعات احداث شده است. در اين مركز امكاناتي فراهم شده است تا همه سازمانهاي دولتي خدمات خود را بصورت يكجا به روستاييان ارائه دهند و اين مركز نقطه اتصال دولت الكترونيك است. علاوه بر آن اين مركز محلي است براي دسترسي روستاييان به آموزشهاي مجازي، كتابخانه مجازي، تجارت الكترونيكي، بانكداري الكترونيكي، كار از راه دور و ساير خدمات نوين كه در شهرها از طريق ارتباطات و فناوري اطلاعات در حال توسعه هستند. رويكرد ايجاد اين مركز اقتصادي بوده و برنامههاي آن بايد به گونهاي طراحي گردد تا بتواند در درازمدت بهصورت خودكفا اداره شود و در روستا تاثير گذاشته و شرايط را براي ورود به جامعه اطلاعاتي امروز و عصر مجازي فردا به وجود آورد.
عكس3: نمايي از ساختمان كتابخانه مجازي روستاي قرنآباد
اين مركز در دو طبقه كه هر طبقه آن 280 متر مربع وسعت دارد ساخته شده است. طبقه اول آن داراي آمفيتئاتر، مركز آیاسپی، كلاسهاي آموزشي، پيشخوان دولت و كافينت است كه براي سرويسدهي به روستاييان ايجاد شده است. برنامههاي متنوعي از جمله آموزش رايگان به كودكان، پسران و دختران، زنان و مردان در سنين مختلف جزء فعاليتهاي مستمر اين مركز است. علاوه بر آن زمينه براي ارائه خدمات متنوع ديگر از طريق بخش خصوصي در اين مركز فراهم شده است. طبقه دوم اين ساختمان به مركز تحقيقات و مركز رشد ارتباطات و فناوري اطلاعات روستايي اختصاص داده شده است. در اين مركز به برخي از نهادهاي دولتي فضاي مناسبي داده شده است تا در كنار هم بتوانند تحقيقات مورد نظرشان را انجام دهند و آمار و اطلاعات سازمان متبوعشان را تهيه نمايند.
عكس4: نمايي از داخل ساختمان كتابخانه مجازي روستاي قرنآباد
اساتيد، دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري ميتوانند تحقيقات خود را در محل روستا و در اين مركز انجام دهند تا با استفاده از امكانات اين مركز كه به صورت شبانهروزي در اختيارشان قرار خواهد گرفت و با خطوط پر سرعت به اطلاعات جهاني دسترسي خواهند داشت، مشكلات و مسايل واقعي روستاييان را حل نمايند. در طبقه دوم علاوه بر موارد فوق دفاتر پست، پست بانك و دفتر ارتباطي سرويسهاي وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات را در روستا ارائه ميكنند. همينطور فضاهايي براي دفاتر مجازي اجارهاي پيش بيني شده است. كار از راه دور در اين طبقه و بهصورت شبانهروزي انجام ميشود تا زمينه اشتغال نوين در روستاها براي اولين بار در كشور تجربه گردد. بعضي از خدمات موجود در اين مركز عبارت است از :آموزش رايانه و اينترنت، آموزش زبان انگليسي، نمايش فيلم، سرويس ارتباطاتي، اجاره دفتر مجازي، خدمات ترويج روستايي، خدمات مركز رشد فناوري اطلاعات، اجاره سالن و آمفيتئاتر و خدمات پست بانك، تجارت الكترونيكي، امور پستي، خدمات بيمه، كافينت، آموزش الكترونيكي، خدمات كار از راه دور، خدمات و سرويسهاي آيتي شامل پست الكترونيكي، تكثير سيدي، چاپ كامپيوتري و فتوكپي.
3-1- ويژگيهاي بافت نمونه آماري در اين پژوهش ويژگيهاي عمومي پاسخگويان نظير جنس، سن، تحصيلات، نوع شغل، دانش كامپيوتري، وضعيت اقتصادي و... مورد مطالعه قرار گرفته است، از 143 نمونه مورد مطالعه 69 نفر مرد و 74 نفر را زنان تشكيل دادهاند كه شامل 3/48 درصد مردان و7/51 درصد زنان شده است. با توجه به اينكه كامپيوتر و اينترنت وسيلهاي است كه احتمال استفاده از آن با توجه به اهداف اين تحقيق و با در نظر گرفتن محدوديت دسترسي و ...، در سنين پايينتر در جامعه روستايي كمتر ميباشد، لذا نياز به وارد كردن دو گروه سني اول به مطالعه لازم به نظر نميرسيد چرا كه با وارد كردن آنها خطاي مطالعه و نتيجهگيري نيز بالا مي رود. در هر صورت در بين گروههاي مورد مطالعه كه آنها نيز به سه گروه تقسيم شده اند 6/33% در گروه سني 10-24 ساله قرار گرفتهاند، 6/ 33%درگروه سني 25-39 ساله و 9/32% در گروه سني بالاي 40 سال قرار گرفتهاند. تعداد اعضاي خانوار نيز در جامعه مورد مطالعه از اين قرار است كه از بين 134 نمونه که به سوال تعداد اعضاي خانواده پاسخ دادهاند، 2/8 درصد داراي 2 عضو، 6/21 درصد داراي سه عضو، 9/17 درصد 4 عضو، 1/20 درصد داراي 5 عضو، 4/13 درصد داراي 6 عضو و بقيه داراي بيش از شش عضو هستند. ميانگين بعد خانوار نيز در جامعه مورد مطالعه57/4 است که اين يافته با وضعيت جامعه روستايي امروزي مطابقت دارد. 4/13% از پاسخگويان بيسواد هستند، 1/21% از آنها داراي تحصيلات ابتدايي، 5/22% داراي تحصيلات راهنمايي، 9/28% داراي تحصيلات متوسطه، 7/12% داري مدرك تحصيلي فوقديپلم و 4/1%از پاسخگويان نيز داري مدرك تحصيلي ليسانس و بالاتر هستند. با توجه به اينكه فرض ما براين است كه نوع شغل در پذيرش نوآوري تاثير دارد لذا پس از مطالعه مشاغل پاسخگويان نوع شغل در دو مقوله فكري و يدي دستهبندي شده است كه از مجموع پاسخگويان شاغل كه به نوع شغل پاسخ دادهاند (128مورد) 6/76% داراي مشاغل يدي و 4/23% نيز داراي مشاغل فكري هستند. مشاغل فكري شامل دانشجويان، محصلان و كارمندان شده و مشاغل يدي شامل رانندگي، آزاد، كشاورزي، دامداري و خانهداري شده است. لذا از اين تعداد افراد مورد مطالعه نيز 6/4% دانشجو، 7/17% كشاورز، 5/41% درصد خانهدار كه اين تعداد با توجه به گروه7/51 درصدي زنان اغلب شامل زنان ميشود به تعبيري از 7/51 درصدي زنان 5/41% خانهدار و بقيه در مشاغل ديگر مشغول به كار هستند. 9/6%از پاسخگويان نيز كارمند ادارات دولتي هستند و 4/15% نيز در مشاغل آزاد مشغول هستند و يك نفر راننده و دو نفر نيز بيكار هستند. از تعداد 143 پاسخگو 13 نفر نيز شغل خود را ذكر نکردهاند. وضعيت تاهل پاسخگويان نيز از بين كساني كه وضعيت تاهل خود را ذكر نمودهاند 6/73% متاهل و 4/26% مجرد مي باشند. مقدار زمين زراعي پاسخگويان نيز بين 5/0 الي 6 هكتار توزيع شده است كه از مجموع پاسخگويان مورد مطالعه 70 نفر يعني 49% بيزمين هستند و از بين 51% درصد صاحب زمين 3/13% بيش از 3 هكتار زمين دارند، 35% بين 1 الي 5/2 هكتار و 8/2% نيز كمتر از يك هكتار زمين دارند. اين يافتهها و همچنين يافتههاي مربوط به ميزان باغ در اختيار خانوار و تعداد واحد دامي پاسخگويان با نتايج يافتههاي كيفي اين پژوهش همخواني دارد. از بين تمام پاسخگويان مورد مطالعه 8 نفر باغ دارند كه 3 نفر صاحب 5/0 هكتار باغ، 1 نفر صاحب 1 هكتار و 4 نفر نيز 5/1 هكتار باغ دارند. از بين پاسخگويان مورد مطالعه 105 نفر بدون دام هستند و از بين صاحبان دام نيز 23 نفر بين 1 الي 15 واحد دام دارند و 8 نفر بين 15 الي 50 واحد دام، تنها 7 نفر بين 50الي 146 واحد دام دارند. از بين كساني كه به سؤال ميزان درآمد ساليانه پاسخ داده اند 25% افراد كمتر از يك ميليون تومان در سال درآمد دارند، 3/23% بين يك الي دو ميليون تومان در سال درآمد دارند، 3/4% بين دو الي سه ميليون تومان، 9/25% از پاسخگويان داراي درآمدي بين سه الي پنج ميليون در سال هستند و 6/21% نيز بيش از 5 ميليون تومان در سال درآمد دارند. ميزان درآمد پاسخگويان چند چيز را نشان ميدهد: الف) واقعيتهاي جامعه روستايي را كه اغلب مردم آن هنوز هم درآمد و سطح معيشت پايينتري نسبت به جامعه شهري دارد. اين مسئله نشان ميدهد كه چگونه امكانات و درآمدها بين جامعه شهري و روستايي نامتناسب و نابرابرانه توزيع ميشود بهطوري كه در جامعه مورد مطالعه 25% افراد درآمد ساليانهاي كمتر از يك ميليون تومان دارند. اين مسئله يعني وجود بارز فقر در جامعه روستايي ايران. اگر افراد داراي درآمد بين 1 الي 2 ميليون را به اين رقم اضافه نماييم شدت آن بيشتر نيز ميشود. ب) وجود تضاد و نابرابري حتي در جامعه به ظاهر ساده روستايي، اين يافتهها نشان ميدهد كه عده زيادي از افراد در جامعه روستايي داراي درآمدي بسيار پايين و عده كمي داراي درآمدي بسيار بالا هستند. اين به معني وجود تضاد در توزيع امكانات مادي جامعه است. علاوه بر ميزان درآمد ساليانه و متغيرهاي مرتبط با درآمد از قبيل زمين زراعي، ساير منابع درآمدي نيز از پاسخگويان سوال شده که ساير منابع درآمدي را نيز اغلب حول و حوش مشاغل روستايي عنوان کردهاند. اين مشاغل باز شامل کشاورزي، دامداري، رانندگي، کارمندي، مشاغل آزاد، كارگري، مغازهداري و حمايت مالي از سازمانهاي دولتي نظير كميته امداد مي شوند. از مجموع 143 پاسخگو، 83 نفر منابع درآمديشان همان شغل اصلي آنهاست و 60 نفر نيز داراي ساير منابع درآمدي از قبيل آنچه که گفته شد، هستند. از اين تعداد 7/61 درصد شامل کشاورزي، رانندگي و دامداري ميشود و بقيه نيز مشاغلي نظير کارمندي 7/6 درصد، آزاد 3/18 درصد و کارگري 3/8 درصد هستند. به لحاظ ادوات کشاورزي و تجهيزات خانگي نيز از مجموع 10 نوع ادوات و تجهيزات که شامل تراکتور، نيسان، وسيله نقيله سواري، تيلر، موتور سيکلت، يخچال، تلويزيون رنگي، تلفن، موبايل و کامپيوتر ميشود، 35 درصد از پاسخگويان هيچ کدام را دارا نيستند و يا پاسخ ندادهاند. 5/31 درصد داراي 4 نوع ادوات و تجهيزات هستند، 7/21 درصد داراي 5 نوع ادوات و تجهيزات، 14 درصد داراي 6 نوع و 2/4 درصد داراي 7 نوع و بقيه کمتر از سه نوع دارند. به لحاظ داشتن لوازم مرتبط با آيسيتيها يعني کامپيوتر، موبايل، تلفن و تلويزيون رنگي ميتوان گفت که در جامعه مورد مطالعه 7/72 درصد داراي تلويزيون رنگي، 3/34 درصد داراي تلفن همراه، 72 درصد داراي تلفن و 9/11 درصد نيز داراي کامپيوتر هستند. از اين رو با توجه به استفاده مطلوب و پذيرش خوب آيسيتيها در روستاي قرن آباد ميتوان نتيجه گرفت که، همانگونه که راجرز نيز تاييد کرده است، استفاده از فنآوري يا ايده و روش مشابه، در پذيرش نوآوري تاثير مثبت و رابطه مستقيم دارد. لذا با توجه به نفوذ و استفاده بالا در تلفن همراه، تلفن و حتي کامپيوتر ميتوان اين نتيجه را گرفت که با وجود اين فنآوريها، استفاده از اينترنت براي روستاييان قرن آباد و پذيرش آن از سوي آنان بيشتر و بالاتر مي باشد. مجموع افرادي که به سوال عضويت در سازمانها پاسخ دادهاند شامل 6/77 درصد جامعه مورد مطالعه ميشود. 27 درصد عضو نهادها و انجمنهاي محلي روستا هستند و 73 درصد نيز عضو هيچ نهادي نيستند. از افرادي که عضو سازمان يا نهادي در روستا هستند تنها 6/12 درصد نام سازمان عضو را عنوان کردهاند که اين سازمانها شامل شوراي اسلامي، انجمن اسلامي، دهياري، مجمع دانشجويي و بسيج بوده است. بسيج با عضويت 7/7 درصدي افراد عضو از بين 6/12 درصد بيشترين اعضاء را داشته است که البته طبيعي است.
به لحاظ ميزان مسافرت به شهر گرگان که جهت سنجش محليگرايي و جهانشهري بودن افراد، از آنها پرسيده شده است از جنبه توصيفي ميتوان گفت که 2/44 درصد افراد بين 1 الي 6 بار در ماه به شهر گرگان سفر ميکنند. 9/12 درصد بين 7 الي 14 بار در ماه به گرگان ميروند و 6/8 درصد بين 12 الي 20 بار در ماه به گرگان رفت و آمد دارند و بقيه يعني 1/20 درصد بين 20 الي 30 بار در ماه به گرگان ميروند. از اين تعداد 18 درصد هر روز به گرگان سفر ميکنند. 55 درصد افراد مورد مطالعه حداقل به دو شهر به غير از گرگان سفر کردهاند که حدود 50 درصد از آنها به دليل سياحتي و زيارتي مسافرت نمودهاند. در بين شهرهاي مسافرت شده نيز بيشترين فراواني مربوط به تهران، مشهد و قم ميباشد. به لحاظ ميزان ارتباط با اقوام شهري نيز از بين کساني که به اين سوال پاسخ دادهاند 3 درصد هيچ رابطهاي ندارند که در واقع آنها کساني هستند که اساسا اقوامي در شهر ندارند. 8/6 درصد کم و خيلي کم رابطه دارند و 8/28 درصد نيز تا حدودي رابطه دارند. 7/44 درصد زياد رابطه دارند و 7/16 درصد نيز رابطه خيلي زيادي با اقوام شهري دارند که اين افراد با مجموع کساني که به شهر گرگان و شهرهاي ديگر مسافرت ميکنند افراد جهانشهري ميباشند که بيشتر از ديگران فنآوري را پذيرا هستند، به لحاظ دانش کامپيوتري و اينترنتي نيز که مهمترين متغير ما در پذيرش نوآوري است، حدود 4/49 درصد از افراد هيچ دانشي نسبت به اينترنت و کامپيوتر ندارند که اين افراد همانهايي هستند که بيسواد هستند و يا تحصيلات کمتري دارند، محليگرا هستند و... . از بين کساني که کامپيوتر و اينترنت ميدانند 7/16 درصد از افراد در حدود روشن و خاموش کردن کامپيوتر دانش و اطلاعات دارند، 9/6 درصد چگونگي وارد شدن به سايتها را آموختهاند و 6/5 درصد تا حد جستجو و دريافت اطلاعات اينترنتي پيش رفتهاند. 9/38 درصد نيز تقريبا با تمام مراحل دانش کامپيوتري آشنايي دارند. اين يافته با توجه به سطح تحصيلات جامعه مورد مطالعه، و سطح آگاهي و آموزشهايي كه ديدهاند، تاييد ميشود.
2-يافته هاي تحليلي 1-2-آزمون فرضيه هاي 1- به نظر ميرسد بين جنسيت و پذيرش فنآوري تفاوت معناداري وجود دارد. در آزمون اين فرضيه و تبين همبستگي بين اين دو از آزمون T-Test استفاده شده است. اين آزمون زماني استفاده ميشود كه متغير مستقل اسمي دو پاسخه باشد و متغيير وابسته مقياسي باشد كه البته شرط مقياسي بودن متغير وابسته داراي مهمترين اهميت است. اين آزمون علاوه بر نشان دادن رابطه در متغيرهاي اسمي دو پاسخه، اختلاف ميانگينها را به نحو مطلوبي نشان ميدهد ولي براي متغيرهاي اسمي چند پاسخه مثل ردههاي شغلي و ... بايد از آزمون f استفاده كرد. در مجموع كل آزمودنيها ميانگين پذيرش براي زنان 61/1 و براي مردان 23/3 است (نمودار 1). با مقايسه اين دو ميانگين به تفاوت پذيرش بين زنان و مردان پي ميبريم. با توجه به يافتهها ميتوان نتيجه گرفت واريانس پذيرش بين زنان و مردان متفاوت است. فرض را ميتوان با خطاي كمتر از يك درصد و با اطمينان 99% رد نمود و فرض را كه نابرابري واريانسها در پذيرش فنآوري است، پذيرفت و با توجه به سطح معني داري 000/0 Sig= يعني با 99% اطمينان ميتوان گفت بين جنسيت و پذيرش فنآوري رابطه معناداري وجود دارد. نمودار1: ميزان پذيرش فنآوري برحسب جنسيت
2- به نظر ميرسد بين سن و پذيرش فنآوري رابطه معناداري وجود دارد. با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير گرفته شده است سطح معني داري بين سن و پذيرش فنآوري 000/0Sig= كمتر از 05/0 ميباشد. بنابراين فرضيه رد ميشود و فرضيه تأييد ميگردد كه نشان دهنده رابطه بين اين دو متغير است يعني با 99 درصد اطمينان ميتوان گفت بين اين دو متغير رابطه وجود دارد. نمودار غير خطي (نمودار 2) اين دو متغير، همبستگي آنها را بهتر نشان ميدهد بهطوريكه با توجه به نمودار ملاحظه ميشود كه تا سن 28 پذيرش فنآوري بالا ميرود و از اين سن به بعد پايين آمده و از حدود 40 سال به بعد به حد صفر ميرسد.
نمودار2: ميزان پذيرش فنآوي برحسب سن
3- به نظر ميرسد بين ميزان تحصيلات و پذيرش فنآوري رابطه معناداري وجود دارد. با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير گرفته شده است با سطح معنيداري 000/0 نشان ميدهد كه فرضيه رد و فرضيه تأييد ميشود بهطوريكه با 99 درصد اطمينان ميتوان اذعان كرد كه بين اين دو رابطه وجود دارد. نمودار خطي اين دو متغير(نمودار3) نيز نشان ميدهد كه هر چه ميزان تحصيلات بالاتر باشد پذيرش فنآوري نيز در سطح بالاتري قرار ميگيرد. نمودار3: ميزان پذيرش فنآوري برحسب تحصيلات
4- به نظر ميرسد بين نوع شغل و پذيرش فنآوري رابطه وجود دارد. در اثبات همبستگي بين نوع شغل و پذيرش فنآوري پس از سؤال درباره نوع شغل، همه مشاغل را با توجه به ويژگيهاي مرتبط با آيسيتيها در دو نوع يدي و فكري يا غير يدي مقولهبندي شده و پس از آن با توجه به آزمون T-TEST رابطه بين متغير نوع شغل و پذيرش فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي سنجيده شده است. مشاغل يدي شامل 98 مورد از پاسخگويان و مشاغل فكري شامل 30 مورد از پاسخگويان است. ميانگين پذيرش در بين شاغلين يدي برابر با 17/1 و ميانگين پذيرش در بين شاغلين غير يدي 07/5 ميباشد. با توجه به نمودار4 ميتوان گفت كه واريانس پذيرش بين اين دو متفاوت است و فرض را ميتوان با خطاي كمتر از يك درصد و با اطمينان 99 درصد رد كرده و فرض را كه نابرابري در واريانس پذيرش فنآوري درمشاغل است، پذيرفت. با توجه به سطح معني داري 011/0Sig= ميتوان گفت كه فرض رد و فرض پذيرفته ميشود و با 99 درصد اطمينان ميتوان گفت بين اين دو متغير رابطه وجود دارد.
نمودار4: ميزان پذيرش فنآوري برحسب نوع شغل
5- به نظر ميرسد بين عضويت در سازمانها و نهادهاي محلي روستايي و پذيرش آيسيتيها رابطه وجود دارد. با توجه به نتايج حاصل از T-Test و نمودار تفاوت ميانگينها ميتوان گفت كه بين كساني كه عضو سازمان يا نهادي در روستا هستند با ميانگين پذيرش 97/3 و كساني كه عضو هيچ سازمان يا نهادي نيستند با ميانگين پذيرش 72/1، تفاوت ميانگين وجود دارد. واريانس پذيرش اين دو متفاوت است و فرض را ميتوان با خطاي كمتر از 2 درصد و با اطمينان 98 درصد رد كرد و فرض را كه نابرابري واريانس در پذيرش در گروه باشد پذيرفت. با توجه به سطح معناداري 02/0Sig= ميتوان گفت كه فرض رد و فرض پذيرفته ميشود و با 98 درصد اطمينان ميتوان گفت كه بين اين دو متغير رابطه وجود دارد. نمودار 5 رابطه بين عضويت در سازمانهاي و نهادهاي روستا و پذيرش فنآوري را نشان ميدهد.
نمودار5: ميزان پذيرش فنآوري برحسب عضويت در سازمانها و نهادهاي محلي
6- به نظر ميرسد بين جهانشهري بودن و پذيرش آيسيتيها رابطه وجود دارد. با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير گرفته شده است با سطح معنيداري 000/0 Sig= نشان ميدهد كه فزضيه رد و فرضيه تأييد ميشود. بهطوريكه با بيش از 99 درصد اطمينان ميتوان گفت بين اين دو متغير رابطه وجود دارد. بهعبارتي با توجه به فرضيهاي كه از نظريه راجرز اخذ شده هر چه افراد جهانشهريتر باشند و اهل سفر و در مقابل آن محليگرا نباشند ايده، روش و فنآوري نو را زودتر ميپذيرند. احتمالا جهانشهري بودن افراد را ريسك پذيرتر نموده و به راحتي ريسك پذيرش امر نو را قبول مينمايند با توجه به نتيجه مطالعه انجام شده و آزمون اين فرض، نظريه راجرز تاييد ميشود. نمودار 6 اين وضعيت را نشان ميدهد. نمودار6: پذيرش فنآوريهاي برحسب متغير جهانشهري
7- به نظر ميرسد بين مفيد بودن فنآوري و يا مزيت نسبي آن و پذيرش همان فنآوري رابطه وجود داشته باشد. با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير گرفته شده است با سطح معني داري 000/0 Sig= نشان ميدهد كه فرضيه رد و فرضيه تأييد ميشود. بهطوريكه ميتوان با بيش از 99 درصد اطمينان گفت كه بين آنها رابطه وجود دارد. اين رابطه در نمودار 7 ننمايش داده ميشود. نمودار7: ميزان پذيرش فنآوري برحسب مفيد بودن آن
8- به نظر مي رسد بين سازگاري و انطباق فنآوري با شرايط روستا و پذيرش آن رابطه وجود دارد. نمودار 8 اين رابطه را نشان ميدهد. با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير گرفته شده است با سطح معنيداري 02/0 Sig= ميتوان گفت كه فرض رد و فرض تأييد ميشود. بهطوريكه ميتوان با 98 درصد اطمينان گفت كه بين آنها رابطه وجود دارد.
نمودار8: ميزان پذيرش فنآوري برحسب انطباق فنآوري با شرايط روستا
9- به نظر ميرسد بين سهولت كاربرد فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي و پذيرش آن رابطه وجود دارد (نمودار9). با توجه به جدول همبستگي پيرسون كه بين اين دو متغير اندازهگيري شده است با سطح معني داري 000/0 Sig= فرض رد و فرضيه تأييد ميشود و با بيش از 99 درصد اطمينان ميتوان گفت كه بين اين دو رابطه وجود دارد. نمودار9: ميزان پذيرش فنآوري برحسب سهولت كاربرد آن
10- به نظر ميرسد بين پايگاه اقتصادي و پذيرش فنآوري آيسيتيها رابطه وجود دارد (نمودار 10). با توجه به جدول آزمون همبستگي پيرسون و سطح معني 848/0Sig= ميتوان گفت كه فرض پذيرفته و فرض رد ميشود و لذا بين اين دو متغير هيچ رابطهاي نميتوان يافت. به چند دليل ميتوان گفت كه در جامعه مورد مطالعه رابطهاي بين پايگاه اقتصادي و پذيرش فنآوري يافته نميشود: الف)بهدليل عدم پاسخگويي درست مردم به سئوالات مربوط به پايگاه اقتصادي كه اين مسئله با مراجعه به پاسخهاي عنوان شده روشن شده است، به همين دليل با خطايي كه در پرسشنامهها ايجاد ميكند روابط آماري را نيز دچار تورش مينمايد. البته عدم پاسخ درست به پرسشهاي مربوط به پايگاه اقتصادي، خاص اين جامعه نيست بلكه بهخصوص در فرهنگ روستايي ايران به چنين سئوالاتي درست پاسخ داده نميشود كه اين امر دليلي نيز بر اتخاذ روش كيفي در اين پژوهش بوده است. ب) با توجه به خصلت جامعه روستايي ايران كه هرچه ميزان زمين زراعي و واحد دامي بيشتر باشد احتمالا به همان ميزان شيوه غالب زندگي روستاييتر ميشود.
نمودار 10: ميزان پذيرش فنآوري برحسب پايگاه اقتصادي

2-2- نمودارهاي چند متغيره هر يك از نمودارهاي چند متغيره زير نيز به طرق ديگر روابط بين متغيرها را نشان ميدهند. نمودار11 مفيد بودن فنآوري را بين زنان و مردان به تفكيك نشان ميدهد. رابطه بين مفيد بودن فنآوري و پذيرش آن در بين زنان و مردان يكسان نيست. براي مردان در مقايسه با زنان هر چقدر فنآوري مفيدتر باشد، پذيرش آن نيز بيشتر ميشود. نمودار11: مقايسه مفيد بودن فنآوري بر پذيرش آن بين زنان و مردان
نمودار 12 نيز نشان ميدهد كه روند سازگار بودن فنآوري براي زنان و مردان اهميت دارد. بهعبارتي هرچه فنآوري سازگارتر با شرايط ساختاري محل ورود باشد بيشتري مورد پذيرش قرار ميگبرد. در جامعه مورد مطالعه، سازگار بودن فنآوري براي مردان اهميت بيشتري نسبت به زنان دارد.
نمودار 12: مقايسه تاثير سازگار بودن فنآوري بر پذيرش آن ميان مردان و زنان
سهولت كاربرد فنآوري براي مردان و زنان اهميت بسيار زيادي دارد. نمودار 13 نشان ميدهد كه بهخصوص براي مردان كه هر چقدر فنآوري به لحاظ كاربرد و يادگيري آن راحتتر و سهلتر باشد پذيرش به شكل خطي بالا ميرود.
نمودار 13: مقايسه ميزان اهميت سهولت كاربرد فنآوري بر پذيرش آن ميان مردان و زنان
نمودار 14 نيز نشان ميدهد كه روند سازگار بودن فنآوري براي مشاغل يدي چندان اهميتي ندارد. بهعبارتي هيچ اهميتي ندارد. در مقابل صاحبان مشاغل فكري هر چه قدر فنآوري را سازگارتر بيابند پذيرش بيشتري را به شكل خطي نشان ميدهند.
نمودار 14: اهميت سازگار بودن فنآوري براي مشاغل يدي و فكري در پذيرش فنآوري

در نمودار 15 نيز باز هم مفيد بودن و مزيت نسبي براي مشاغل فكري اهميت زيادي دارد. در حاليكه اين مسئله در مشاغل يدي چندان اهميتي ندارد. ولي در مشاغل فكري هرچه فنآوري مفيدتر باشد ميزان پذيرش آن نيز شديدا تحت تاثير قرار خواهد گرفت.
نمودار 15: مقايسه ميزان اهميت مفيد بودن فنآوري بر پذيرش آن ميان مشاغل يدي و فكري
در عوض با توجه به نمودار 16 متوجه ميشويم كه سهولت كاربرد و راحتي استفاده از فنآوري براي هر دو گروه اهميت دارد. اهميت اين متغير براي مشاغل يدي به دليل پايين بودن تحصيلات و سطح آموزش صاحبان مشاغل يدي است. بهخصوص اينكه فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي آموزش و مهارتهاي خاصي را براي استفاده ميطلبد كه اين مسئله در اين تحقيق نيز به وضوح نشان داده شده است.
نمودار 16: مقايسه اهميت سهولت كاربرد بر پذيرش فنآوري ميان شاغلان يدي و فكري

در نمودار 17 نيز پذيرش فنآوري را در بين افراد با سطوح تحصيلي متفاوت با تاكيد بر سهولت كاربردي فنآوري نشان ميدهيم. اين مسئله در بين بيسوادان و دارندگان مدرك ابتدايي چندان اهميتي ندارد ولي براي سطوح راهنمايي و متوسطه شديدا مهم بوده و در سطح فوق ديپلم از اهميت آن كاسته شده و نهايتا براي مقطع ليسانس و بالاتر اهميت خود را از دست ميدهد.
نمودار 17: مقايسه تاثير سهولت كاربرد فنآوري بر پذيرش آن در سطوح تحصيلي مختلف

همچنين مفيد بودن فنآوري نيز فقط براي سطوح تحصيلي راهنمايي و متوسطه اهميت دارد. در دو سطح پايين تحصيلي يعني ابتدايي و راهنمايي و دو سطح بالاي تحصيلي يعني فوق ديپلم و ليسانس بالاتر اهميت آن از بين رفته است كه هر يك دلايل خاص خود را ميتواند داشته باشد. نمودار 18 تاثير مفيد بودن فنآوري بر پذيرش آن را در سطوح مختلف تحصيلي نشان ميدهد.
نمودار18: مقايسه تاثير مفيد بودن فنآوري بر پذيرش آن در سطوح تحصيلي مختلف
با توجه به نمودار 19 نيز اهميت سازگاري فنآوري، چه سازگار باشد چه نباشد براي گروههاي تحصيلي از بين رفته و چندان مهم نيست. نمودار 19: بياهميت بودن سازگاري فنآوري بر پذيرش آن در همه سطوح تحصيلي

نتيجهگيري ادبيات نظري و پژوهشي اين تحقيق نشان ميدهد كه اشاعه نوآوريها داراي سازوكارهايي است كه شناخت اين سازوكارها علاوه بر تعميق معرفت شناسي علمي و شناسايي الگوها و قواعد حاكم بر اشاعه، ميتواند در تسريع راهبردهاي توسعه روستايي راهنمايي براي سياستگذاري باشد. در اين پژوهش علاوه بر تحليل مباني نظري ديدگاه نشر نوآوري، ادبيات پژوهشي اين ديدگاه نيز با تاكيد بر فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي مورد توجه قرار گرفته و به برخي از مطالعات عمده در اين زمينه اشاره شده است. ادبيات مطالعه شده نشان ميدهد كه ديدگاه نشر نوآوري و فرضيه هاي مطرح شده در اين ديدگاه از زواياي مختلف هنوز هم ميتواند بستر لازم براي مطالعه و تحقيق براي نشر نوآوري باشد. علاوه بر اين جامعه مورد مطالعه و مركز اينترنتي قرنآباد به شكل دقيقي با جزئيات لازم مورد توصيف قرار گرفته و پس از آن به توصيف بافت نمونه مورد مطالعه پرداخته شده است. همانگونه كه در نظريه راجرز آمده و ادبيات پژوهشي مطالعه شده نيز نشان ميدهد، دو دسته از عوامل در پذيرش نوآوري نقش مهمي دارند. اولين دسته از اين عوامل مربوط مي شود به ويژگيهاي فناوري و ماهيت آن. به عقيده راجرز اين ويژگيها مي تواند مفيد بودن فنآوري، سهولت كاربرد آن و يا سازگاري و انطباقپذيري با شرايط محلي باشد. در اين تحقيق نه تنها همبستگي اين سه ويژگي با پذيرش نوآوري مورد ارزيابي قرار گرفت، بلكه با به كارگيري نمودارهاي جند متغيره نيز، به وضوح تاثير و تاثر ويژگيهاي فنآوري و ويژگيهاي فردي در ارتباط با پذيرش مورد ملاحظه بوده است. در بين زنان و مردان ويژگي فنآوري براي مردان از اهميت زيادي برخوردار است. بهطوريكه مفيد بودن، سازگاري و سهولت كاربرد براي مردان از اهميت بيشتري برخوردار است و هر چه فنآوري كاربرديتر، مفيدتر و سازگارتر با شرايط محلي باشد پذيرش آن نيز به همان اندازه بيشتر است. براي مشاغل فكري و يدي ميتوان نتيجه گرفت كه سازگاري و مفيد بودن فناوري در مشاغل يدي حائز اهميت نيست ولي سهولت كاربرد آن مهم است چراكه هر چه سهولت كاربرد بيشتر باشد ميزان پذيرش فناوري نيز بيشتر است. اين مساله نشان ميدهد كه برگزاري كلاسهاي آموزشي و حرفهآموزي براي اين قبيل افراد با توجه به پيچيدگي فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي ضرورتي انكار ناپذير است. اگر متغير تحصيلات را در اين سه ويژگي در نظر داشته باشيم يافتههاي تحقيق حاكي از آن است كه سهولت كاربرد و مفيد بودن فنآوري فقط براي گروههاي راهنمايي و متوسطه اهميت بالايي دارد و در گروههاي بيسواد و ابتدايي، كاربرد آسان و فايدهمندي فنآوري، تفاوتي در پذيرش افراد ايجاد نميكند. ليكن سازگاري فنآوري براي تحصيلات بهطور كلي مهم جلوه ميكند چراكه هر چه سازگاري بيشتر باشد به همان ميزان نيز در نمودار افزايش پذيرش مشاهده ميشود.
آزمون فرضيه هاي نيز نشان ميدهد كه به جز نقش پايگاه اقتصادي در پذيرش فنآوري باقي فرضيه هاي تاييد شده است. تحليل فرضيه هاي و عوامل موثر بر پذيرش نشان ميدهد كه در راستاي رسيدن به اهداف توسعهاي و تجهيز مناطق روستايي به فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي همگام با مناطق شهري، ايجاد بسترهاي لازم براي ارتقاء سطح پذيرش و عموميت دادن به آن از بعد آموزشي و حرفهآموزي لازم و ضروري است. از طرف ديگر، تاكيد بر تغيير ساختاري در ويژگيهاي نرمافزاري فنآوري به لحاظ انطباقپذيري با شرايط محلي ميتواند در تسريع پذيرش، موثر باشد.
|