اگوست کنت و نظریه جامعه شناسی
بسمه تعالی
نظریه های جامعه شناسی موضوع : اگوست کنت از صفحه 24 الی 40 جزوه استاد معین
1- درباره اگوست کنت و دیدگاههایش :
اگوست کنت واضع نام جامعه شناسی است و بنیاندگذار مکتب اثبات گرایی و دانش جامعه شناسی است .سیر تکامل ذهنی بشر و طبقه بندی علوم و دین انسانیت از نظریه های مهم او به شمار میرود .او در سال 1798 در شهر مون پیله فرانسه در خانواده ای کاتولیک و سلطنت طلب به دنیا آمد .در جوانی از مکتب کاتولیک دست برداشته و به افکار آزدیخواهانه و انقلابی روی آورد .درسال 1817 فرزند خوانده فیلسوف مشهور فانسوی کلود هنری سن سیمون شده و هفت سال با او کار می کند و بعد ها از او جدا می شود . در 25 سالگی جزوه ای درباره کارهای علمی لازم برای تجدید سازمان جمعه می نویسد و در مجله سیستم صنعتی سن سیمون چاپ می نماید .و بعد مطلب دیگری تحت عنوان سیستم سیاست اثباتی نوشته و برای چاپ در اختیار سن سیمون می گذارد که بدون نام مولف این مقاله چاپ و منجر به اختلاف و دعوای این دو دانشمند می شود . او مقالات بعدی خود را نیز چاپ می نماید . کنت با روسپی سابق کازولین ماسن ازدواج و همسرش در طول زندگی ندین بار خانه را ترک گفته که این منجر به فشر های روحی بر کنت شده و مدتی استراحت می نماید و از خانه بیرون نمی آید و حتی منجر به خود کشی نافرجام کنت نیز می شود تا اینکه کنت پس از 17 سال همسرش را طلاق می دهد در سال 1842 برای اولین بار نام جامعه شناسی را بکار می برد و در این نوشته خود عنوان می کند جامعه شناسی علمی مستقل و نهایی است . او بر خلاف علمای پیشین خود که در نظریه ها به فلسفه معتقد بودند مسایل اجتماعی را را با روش علمی "شاهد – آزمایشگری – مقایسه علمی ""مورد مطالعه قرار می دهد و در واقع اوست که مکتب فلسفه اثباتی را بنا گذاشته و می گفت هر نظریه علمی باید بر واقعیت هایی که مشاهده شده استوار باشد و از سویی هم واقعیت ها را نمی توان بدون راهنمایی یک نظریه مشاهده کرد . او معتقد است هیچ چیز مطلق نیست بلکه نسبی هستند . او به جای پذیرفتن حقایق جاودانه معتبر مذهبی ، بر پیشرفت مداوم فهم بشری و خصلت تکمیلی کار علمی تاکید داشت .
2-اصول سه گانه اثبات گرایی کنت
- اصل اول کنت می گوید هر پدیده اجتماعی خاص باید در جامعه ای که به آن تعلق دارد بررسی و تبیین شود که به آن اصل الویت کل نسبت برجز گویند .تجزیه و تحلیل جوامع انسانی با نظم خود به خودی یا جامعه شناسی ایستا است و این اصل جامعه تاریخی و تطور جامعه در زمان را شامل میشود که به آن جامعه شناسی پویا می گویند . شناخت جامعه منحصر به یک زمان خاصی نیست بلکه باید رابطه آن را با تاریخ بشریت خود مشخص نماید .
- اصل دوم می گوید پیشرفت علوم ، راهنمای اصلی تاریخ بشری است . انسان آنطور عمل می کند که در جامعه آموخته و پیوستگی منطقی بین جامعه و انسان وجود دارد .
- اصل سوم می گوید انسان همه جا و همه وقت یکی است این اصل هویت عصبی زیستی است . پس باید انتظار داشت جامعه همه جا و در یک جهت رشد و تکامل یابد.
3- روش های تحقیق از نظر کنت
مشاهده – آزمایشگری – مقایسه و روش تاریخی
مشاهده : در این روش مشاهده گر باید ارای یک نظریه مقدماتی باشد تا بداند چه واقعیت هایی را باید ببنید ؟
آزمایشگری یا تحقیق علمی : این روش در برخی از علوم اجتماعی کاربرد داشته و در همه علوم اجتماعی کاربرد ندارد و آزمایشگری مستقیم در جهان انسانی امکان پذیر نیست .
مقایسه : با این روش مراحل گوناگون تکامل بشری را می توان در یک زمان مقایسه کرد .
روش تاریخی: مهمترین روش تاریخی در علم جامعه شناسی همین روش تاریخی است . در این روش است که دوره های مقدماتی مختلف تاریخی که بشریت در ان تحول داشته است را می توان بررسی کرد .
تذکر : زبان ، دین و تقسی کار چشم اندازی کارکردی برای جامعه محسوب می شود
4- قانون پیشرفت ذهن بشری در دوره دینی از نظر کنت
کنت این قانون به سه مرحله الهی –اساطیری و فلسفی و علمی تقسیم نموده است .که در مرحله اول فکر انسان حوادث را به علل ماورایی نسبت می دهد و به دنبال ماهیت ذاتی هستی ها و علت هاست . در مرحله دوم تفکر انسان علت حوادث را در جوهر نامرئی و طبیعت اشیا دنبال می کند و فکر می کند موجودات حقیقی می توانند پدیده ها را بوجود بیاورند در مرحله سوم انسان جستجوی بیهوده مفاهیم مطلق را رها کرده و وقت خود را صرف بررسی قوانین پدیده ها و چگونگی پیدایش و روابط آنها با یکدیگر می نماید در این دوره است که انسان به دنبال شناخت و چگونگی امور است . کنت اعتقاد دارد در این دوره طبیعت و جهان تحت اراده و تسلط انسان قرار گرفته و انسان خدای جهان است .
کنت هر یک از مراحل فوق را یک نوع سازمان اجتماعی می داند و معتقد است تسلط سیاسی خاصی بر انسانها در هر مرحله وجود داشته است . مرحله ربانی تحت سلطه کاهنان و فرماندهان نظامی می داند و مرحله فلسفی را به اواخر قرون وسطی و عصر رنسانس تحت سلطه مردان کلیسا و حقوقدانان می داند ولی مرحله اثباتی را که تازه آغاز شده تحت سلطه مدیران صنعتی و هدایت اخلاقی دانشمندان می داند .
در مرحله نخست خانواده الگو بوده و در مرحله دوم دولت و در مرحله سوم نوع بشر واحد اجتماعی اصلی به شما می رود .
کنت معتقد بود که با تحول فردی ذهن بشر ، تحولات در سازمانهای اجتماعی شکل گرفته است .
5- سلسه مراتب طبقه بندی علوم از نظر کنت
ایشان علوم را بر اساس کلیت متنازل و پیچیدگیهای متصاعد طبقه بندی می کند .
ریاضیات – نجوم – فیزیک – شیمی – زیست شناسی - جامعه شناسی . کنت معتقد است در این طیبقه بندی هر علمی نسبت به علم قبلی تابع و نیازمند است و نسبت به علم بعدی مستقل می باشد .
6- آیین رهنمودی انسانیت کنت
او معتقد است که یک جامعه انسانی و خوب برای آینده طرح ریزی کرده است که عشق اصل و نظم پایه و پیشرفت هدف این جامعه خواهد بود که این آیین را بایستی تحت هدایت قدرت روحانی این دین اثباتی نوین و بانکداران و صاحبان صنایع اداره شوند . او معتقد بود باید جامعه توسط کاهن اعظم بشریت و با اتکا بر دانش علمی اثباتی یک حاکمیت مبتنی بر هماهنگی ، عدالت و درستکاری بنا نهد. او خود را پیامبر و بنیانگذار این دین نوین می دانست که درمانگر همه دردهای بشری است . او می گوید ادیان قبلی در زمانهای خود موجودیت داشته و اکنون ذهن علمی و اندیشه اثباتی موجود دیگر نمی تواند به الوهیت و موجودات مجرد فرا طبیعی اعتقاد داشته باشد . او این دین جدید را دین انسانیت می داند و انسانیت و یا مجموعه کمالات و خصلتهای ماندگار آدمیان باید مورد پرستش قرار گیرد و جامعه شناس نیز کاهن اعظم این دین جدید خواهد بود .